حسین حسن‌زاده

حسین حسن‌زاده

«کاشکی هستی زبانی داشتی / تا ز هستان پرده‌ها برداشتی» (مولوی)
حسین حسن‌زاده

حسین حسن‌زاده

«کاشکی هستی زبانی داشتی / تا ز هستان پرده‌ها برداشتی» (مولوی)

شناسه‌های ارتباطی من!

از این پس، می‌توانید از طریق تلفن همراه، ایمیل، تلگرام و تیک‌تاک نیز با من در ارتباط باشید!


Mobile: 09351489578



Email: hhassanzadeh@mail.com



Telegram ID: @hhassanzadeh



Tictoc ID: hhassanzadeh


اندر فواید نقطه‌گذاری!


یک استاد زبان انگلیسی این کلمات را بر روی تخته‌سیاه نوشت

 “A woman without her man is nothing.”

و از دانشجویانش خواست آن را به طور صحیح نقطه‌گذاری کنند:

 

تمام پسران کلاس نوشتند:

“A woman, without her man, is nothing.”

(زن، بدون مردش، هیچ است.)

 

تمام دختران کلاس نوشتند:

“A woman: without her, man is nothing.”

(زن: بدون او، مرد هیچ است.)

                                                           

نقطه‌گذاری مؤثر است.

آیا می‌دانستید

روان‌زبان‌شناسان [psycholinguists] شمار واژه‌هایی را که هر انگلیسی‌زبان شش‌سالهٔ معمولی و هر دانش‌آموختهٔ دبیرستانی معمولی می‌داند، به ترتیب، 10,000 و 60,000 واژه تخمین زده‌اند؟ (Lieber 2009: 16)

 

یادداشت‌ها:

- Lieber, R. (2009). Introducing Morphology. UK: Cambridge.

قصابی!

رفته بودم قصابی. خیلی هم شلوغ بود.

قصابه، گوشت هر کی آماده می‌شد، این‌جوری صداش می‌زد:

ـ گوساله کی بود؟

ـ گوسفند بیا جلو!

به یکی هم گفت: تو گوسفندی؟

گفت: نه، آقا! من گاوم!

خوشبختانه، من جیگر می‌خواستم.

گفت: جیگر بیا جلو!


سلام بر حسین (ع)

«مرگ با عزت بهتر از زندگی با ذلت است.»


«کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است» یا «زیر کاسه‌ای نیم‌کاسه‌ای»؟

امروزه فارسی‌زبانان، وقتی به چیزی مشکوک شوند یا توطئه و مسئله‌ای پنهان در کار باشد، می‌گویند: «کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ای است». در فرهنگ بزرگ سخن (1381) و فرهنگ معاصر فارسی (1387)، زیر مدخل «کاسه»، همین صورت آمده است. فرهنگ فارسی عامیانه (1378) این اصطلاح را به صورت «کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌ داشتن / کاسه‌ای زیر نیم‌کاسهٔ کسی بودن» و «زیر نیم‌کاسه‌ای کاسه‌ای داشتن» آورده و این دومی را به آن اولی ارجاع داده است. این اصطلاح، در فرهنگ فارسی معین (1381)، زیر مدخل «کاسه»، به صورت «کاسه در زیر نیم‌کاسه بودن» و «کاسه (در) زیر نیم‌کاسه یافتن» آمده است.


اما باید دانست ظاهراً صورت درست‌تر و شفاف‌‌تر این اصطلاح عبارت است از: «زیر کاسه‌ای نیم‌کاسه‌ای است». به عبارت دیگر، چنانکه ممکن است کسی زیر کاسه‌ای نیم‌کاسه‌ای پنهان کرده باشد، ممکن است پشت اتفاقات ظاهری توطئه‌‌ای پنهان در کار باشد. فرهنگ زبانزدهای فارسی (1388) هر دو صورت را ضبط کرده است، اما «کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه‌س» را به «زیر کاسه‌ای نیم‌کاسه‌س» ارجاع داده است. قند و نمک (1384) این اصطلاح را به صورت «زیر این کاسه نیم‌کاسه‌اییه» و لغت‌نامهٔ دهخدا آن را به صورت «کاسه در زیر آن نیم‌کاسه داشتن» آورده است. با این همه، ظاهراً امروزه فارسی‌زبانان، در گفتار و نوشتار، صورت «کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه است» را بیشتر از صورت درست‌تر و شفاف‌تر «زیر کاسه‌ای نیم‌کاسه‌ای است» به کار می‌برند و ترجیح می‌دهند.

 

یادداشت‌ها:

ـ انوری، ح. (سرویراستار). (1381). فرهنگ بزرگ سخن. (8‌‌جلد). تهران: سخن.

ـ شهری، ج. (1384). قند و نمک: ضرب‌المثل‌های تهرانی به زبان محاوره‌ای. چاپ . تهران: معین.

ـ صدری‌افشار، غ.ح. (1388). فرهنگ زبانزدهای فارسی. تهران: مازیار.

ـ صدری‌افشار، غ.ح. و دیگران (1387). فرهنگ معاصر فارسی. ویراست . تهران: فرهنگ معاصر.

ـ معین، م. (1381). فرهنگ فارسی معین. (2 جلد). تهران: آدنا.

ـ نجفی، ا. (1378). فرهنگ فارسی عامیانه. تهران: نیلوفر.

ـ نرم‌افزار لغت‌نامهٔ دهخدا. تهران: دانشگاه تهران.


آیا می‌دانستید

Kangaroo (کانگورو) در اصل نام گونه‌ای از کانگوروها (Miller and Trask 2015: 17) و dog (سگ) در اصل نام گونه‌ای از سگ‌ها (ibid: 36) بوده است، و نه اسم‌هایی عام؟ اما امروزه در زبان انگلیسی به هر نوع کانگورویی kangaroo و به هر نوع سگی dog می‌گویند.

 

یادداشت‌ها:

- Miller, R. M. and Trask, L. (2015). Trask’s Historical Linguistics. 3rd edition. UK: Routledge.

دسته‌بندی کاربران گوشی‌های هوشمند!

آیا می‌دانستید کاربران گوشی‌های هوشمند به دو دسته تقسیم می‌شوند؟


1. کسانی که گوشی خود را عمود نگه می‌دارند: تلگرامیان!


2. کسانی که گوشی خود را افقی نگه می‌دارند: کلشیان!


اشاره به داستان «تاریک‌خانه و فیل» در یکی از کتاب‌های زبان‌شناختی انگلیسی!

چندی پیش، مطالعهٔ کتاب خواندنی آشنایی با فراگیری زبان دوم (2006) را به پایان بردم. نویسندهٔ این کتاب از سه منظر زبان‌شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی به موضوع فراگیری [acquisition] زبان دوم پرداخته است. به بیان دقیق‌تر، مؤلف این کتاب می‌کوشد از این سه منظر پاسخ پرسش‌های سه‌گانهٔ زیر را به دست دهد:

 

1. یادگیرندهٔ زبان دوم دقیقاً چه چیزی را می‌آموزد؟

 

2. این زبان‌آموز چگونه دانش زبان دوم را فرامی‌گیرد؟

 

3. چرا برخی از زبان‌آموزان موفق‌تر از دیگران‌اند؟

 

او اختلاف برخاسته از سه منظر متفاوت زبان‌شناختی، روان‌شناختی و اجتماعی در پاسخ به پرسش‌های سه‌گانه بالا را با توسل به داستان «تاریک‌خانه و فیل» توجیه می‌کند: «پس، تعجبی ندارد که فهم حاصل از این منظرهای متفاوت ظاهراً به طوری ناسازگار باشد که شبیه آن حکایت معروف آسیایی شود، که در آن سه نابینا فیلی را توصیف می‌کنند: یکی دُمش را لمس می‌کند و می‌گوید شبیه ریسمان است؛ دیگری پهلویش را لمس می‌کند و می‌گوید صاف و لاستیک‌مانند است؛ سومی خرطومش را لمس می‌کند و آن را شبیه شلنگ درازی می‌داند. در حالی که هریک از این برداشت‌ها به طور جداگانه صحیح است، آنها ناکام می‌مانند که تصویری دقیق از کلّ آن حیوان به دست دهند، چون منظری کُل‌نگرانه یا آمیخته‌ وجود ندارد» (Saville-Troike 2006: 3).

 

گفتنی است برخی بر این باورند که اصل این داستان هندی است. به هر حال، این داستان را در مثنوی معنوی مولوی چنین می‌خوانیم:

 

پیل اندر خانهٔ تاریک بود

عرضه را آورده بودندش هُنود

 

از برای دیدنش مَردم بسی

اندر آن ظلمت همی‌شد هرکسی

 

دیدنش با چشم چون ممکن نبود

اندر آن تاریکیش کف می‌بسود

 

آن یکی را کف به خرطوم اوفتاد

گفت همچون ناودانست ای نهاد

 

آن یکی را دست بر گوشش رسید

آن بَرو چون بادبیزن شد پدید

 

آن یکی را کف بر پایش بسود

گفت شکل پیل دیدم چون عمود

 

آن یکی بر پشت او بنهاد دست

گفت خود این پیل چون تختی به دست

 

همچنین هریک به جزوی که رسید

فهم آن می‌کرد هر جا می‌شنید

 

از نظرگه گفت‌شان شد مختلف

آن یکی دالش لقب داد این الف

 

در کف هرکس اگر شمعی بُدی

اختلاف از گفت‌شان بیرون شدی

 

چشم حس همچون کف دستست و بس

نیست کف را بر همهٔ او دست‌رس

 

چشم دریا دیگرست و کف دگر

کف بهل و ز دیدهٔ دریا نگر


(مثنوی معنوی، دفتر 3م، بخش 49م)


یادداشت‌ها:

ـ نرم‌افزار گنجور رومیزی. ویرایش 2.72

- Saville-Troike, M. (2006). Introducing Second Language Acquisition. UK: Cambridge.