در بسیاری از زبانهای اروپایی مدرن (نظیر فرانسوی، ایتالیایی، اسپانیایی، آلمانی، یونانی و روسی، و البته نه انگلیسی) ضمیر دوم / سوم شخص جمع برای اشارهٔ محترمانه به مخاطب مفرد به کار میرود؟ (Baker 2011: 105) به عبارت دیگر، در این زبانها، همانطور که در فارسی برای احترام به مخاطب مفرد به جای «تو» (دوم شخص مفرد) از «شما» (دوم شخص جمع) استفاده میشود، به جای «تو» از «شما» استفاده میکنند.
یادداشتها:
ظاهراً، در باب معنای «خخخخخخخ» سه نظریه(!) وجود دارد:
نظریه اول: حروف اول عبارت «خدایی خیلی خندیدیم، خیلی خوب بود»!
نظریه دوم: تیکآف پیرمردها به مدت 10 ثانیه قبل از تف کردن!
نظریه سوم: حرف اول واژهٔ «خنده» و منظور از آن خندیدن نویسنده است، که این نظریه درستتر به نظر میرسد.
حرف اضافه [preposition] سازهای است که عمدتاً فعل، صفت یا اسم را به یک گروه اسمی دیگر ربط میدهد و پیش از این گروه میآید (Brown and Miller 2013: 355). گروه اسمی «متمم حرف اضافه» و حرف اضافه به همراه متممش «گروه حرفاضافهدار» نامیده میشود (Leech 2006: 90). «حروف اضافه دستهٔ محدود و مشخصی از واژههای دستوری را تشکیل میدهند. هریک از حروف اضافه مفهوم و رابطهٔ دستوری خاصی را بیان میکنند» (مشکوةالدینی، 1379: 200). حروف اضافه به دو دسته تقسیم میشوند: حرف اضافهٔ ساده و حرف اضافهٔ مرکب. حرف اضافهٔ ساده از یک واژهٔ دستوری تشکیل میشود. مثلاً، میتوان به «از»، «با»، «به»، «پیش»، «تا»، «نزد»، «زیر» و ... اشاره کرد. اما حرف اضافه مرکب حاصل دو واژهٔ دستوری است. به طور مثال، «از کنار»، «بر بالای»، «به وسیلهٔ» و ... حرف اضافهٔ مرکب تلقی میشوند.
اگر حروف اضافه را در فارسی و انگلیسی با هم مقایسه کنیم، چهار حالت پیش میآید (Keshavarz 2011: 29ff):
حالت اول. حرف اضافهای در انگلیسی وجود دارد که ]غالباً[ هیچ معادلی در فارسی ندارد:
- The Book consists of five chapters.
- کتاب شامل پنج فصل است.
- I usually go swimming in the afternoon.
- من بعدازظهرها به استخر میروم.
حالت دوم. حرف اضافهای در فارسی وجود دارد که هیچ معادلی در انگلیسی ندارد:
- He married his cousin.
- او با پسر عمویش ازدواج کرد.
- We enjoyed the beautiful sceneries.
- ما از مناظر زیبا لذت بردیم.
- The two brothers resemble each other.
- آن دو برادر شبیه به هم هستند.
- They discussed the matter.
- آنها راجع به آن موضوع بحث کردند.
حالت سوم. در برابر چندین حرف اضافه در انگلیسی تنها یک حرف اضافه در فارسی وجود دارد:
- Some animals live below the ground.
- بعضی حیوانات زیر زمین زندگی میکنند.
- The cat is under the table.
- گربه زیر میز است.
- There was a river beneath the bridge.
- رودخانهای زیر پل بود.
- Her blonde hair was hidden underneath her scarf.
- موهای طلاییاش زیر روسری پوشانده شده بود.
حالت چهارم. هر دو زبان حرف اضافه دارند، اما صورت و نقش هریک با دیگری متفاوت است:
- Most women are afraid of mice.
- بیشتر زنان از موشها میترسند.
- It took us 5 hours to arrive in Tehran.
- 5 ساعت طول کشید تا به تهران برسیم.
- They live on the second floor.
- آنها در طبقهٔ دوم زندگی میکنند.
- There was a ladder propped up against the wall.
- نردبانی به دیوار تکیه زده بود.
- Their tastes are different from mine.
- Their tastes are different to mine.
- سلیقهٔ آنها با سلیقهٔ من فرق میکند.
- Natalie was prettier than her sister.
- ناتالی از خواهرش زیباتر بود.
یادداشتها:
ـ مشکوةالدینی، م. (1379). دستور زبان فارسی بر پایهٔ نظریهٔ گشتاری. ویرایش 2. مشهد: دانشگاه فردوسی.
- Brown, K. and Miller, J. (2013). The Cambridge Dictionary of Linguistics. UK: Cambridge.
- Keshavarz, M. H. (2011). Contrastive Analysis & Error Analysis. 3rd edition. Tehran: Rahnama.
- Leech, G. (2006). A Glossary of English Language. UK: Edinburgh University Press.
واژهٔ «پاکستان» ساخت اختصاری «پ» (پــــنجاب)، «ا» (افغان)، «ک» (کـــشمیر)، «س» (ســـند) و «تان» (بلوچســـتان) است؟ Crystal 1987: 115) به نقل از صفوی، 1391: 107)
یادداشتها:
ـ صفوی، ک. (1374). واژههای قرضی در زبان فارسی. در: صفوی، ک. (1391). نوشتههای پراکنده (دفتر 3م): زبانشناسی و ترجمهشناسی (صص 84−121). تهران: علمی.
لالایی چیست؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هشدار پلیس عربستان به رانندگانی که در اتوبان لایی میکشند!
وبلاگنویسی را از بهمنماه 1392 شروع کردم و تا اردیبهشتماه 1394 هر ماه وبلاگم (www.hhassanzadeh.blogfa.com) را بهروزرسانی میکردم. اما متأسفانه سرویس بلاگفا از 17 اردیبهشت 1394 ظاهراً به خاطر انتقال تعدادی از سرورهای خود از دسترس خارج شد. در ابتدا، بلاگفا قول داده بود چندروزه مشکل را حل کند. من هم صبر کردم. اما این چند روز به چند هفته و چند هفته به نزدیک 2 ماه انجامید. متأسفانه، از آن تاریخ تا 13 تیرماه 1394 به بخش مدیریت وبلاگ قبلیام دسترسی نداشتهام. از طرفی، از وبلاگ قبلیام نسخهٔ پشتیبان تهیه نکرده بودم. بالأخره، علیرغم تلاشهای فراوان برای ورود و دستیابی به بخش مدیریت وبلاگ قبلیام، از بلاگفا ناامید شدم. لذا، تصمیم گرفتم به بلاگاسکای هجرت کنم! اما در 18 مهرماه 1394 توانستم به بخش مدیریت وبلاگ قبلیام دسترسی پیدا کنم. متأسفانه هم وبلاگ و هم بخش مدیریت وبلاگ نوشتهها و پُستهای پیشین وبلاگ را نشان نمیداد و نمیدهد. همچنین بخش «نظر بدهید» وبلاگ برای پُستهای قبلی وبلاگ از کار افتاده است. از طرفی، ظاهراً بخشی از دادههای وبلاگ قبلیام حذف شده است. لذا، دیگر در آن وبلاگ ازکارافتاده مطلبی نخواهم نوشت و وبلاگنویسی را در همین وبلاگ پی خواهم گرفت. دیدگاهها، نقدها و پیشنهادهای شما پای مطالب وبلاگم مایهٔ دلگرمی من میشود.
ترجــمهها، نظر به اینکه مترجــم انــسان باشد یا ماشــین، به دو دسته تقسیم میشوند: 1. ترجمهٔ انسانی 2. ترجمه ماشینی. ترجمهٔ انسانی خود نیز به دو زیرشاخهٔ ترجمهٔ شفاهی (همزمان و پیاپی) و ترجمهٔ کتبی دستهبندی میشود؛ ترجمهٔ ماشینی نیز به زیرشاخههای ترجمهماشینی خودکار و ترجمهماشینی نیمهخودکار تقسیم میشود. ظاهراً، ترجمهگرهای آنلاین [online translators] در زیرشاخهٔ ترجمهماشینی نیمهخودکار جای میگیرند، زیرا مترجمی نهایتاً باید ترجمهٔ آنها را ویرایش کند. نکته قابل توجه و تأمل در مورد ترجمهگرهای آنلاین واحد ترجمه آنهاست. واحد ترجمهٔ بیشتر این ترجمهگرها دستکم هنوز واژه است. از همین رو است که ترجمهشان کلمهبهکلمه و غالباً نامفهوم و نارساست.
شایان ذکر است، در فارسی افغانستانی، غالباً به مترجم «ترجمهگر» یا «ترجمان» میگویند. از نظر نویسندهٔ این سطور، شاید بهتر باشد online translator را به «ترجمهگر آنلاین» برگردانیم، زیرا معادل «مترجم» ذهن را به یاد انسان میاندازد، اما معادل «ترجمهگر» ظاهراً این طور نیست و ماشینی بودن مترجم را بهتر میرساند.
برخی از ترجمهگرهای آنلاین (انگلیسی ــ فارسی و فارسی ــ انگلیسی) عبارتاند از:
(ضمناً، این فهرست را مدام بهروزرسانی خواهم کرد!)
Google Translate (English – Persian & Persian – English) ـ
Bing Translator (English – Persian & Persian – English) ـ
iTranslate4.eu (English – Persian) ـ
Dictionary.com (English – Persian & Persian – English) ـ
Free Translation (English – Persian & Persian – English) ـ
Babylon Translator (English – Persian & Persian – English) ـ
Accessible via (translation2.paralink.com) or (webtranslation.paralink.com)
ـ ترجمهگر ترگمان (انگلیسی ــ فارسی و فارسی ــ انگلیسی)
ـ ترجمهگر پارسیجو (انگلیسی ــ فارسی و فارسی ــ انگلیسی و پینگلیش ــ فارسی)
ـ مترجم ماشینی (انگلیسی ــ فارسی)
ـ ترجمهگر فرازین (انگلیسی ــ فارسی)
ـ مترجم پارس (انگلیسی ــ فارسی)
(parstranslator.net/far/translate.htm)
ـ ترجمهگر بستدیک (انگلیسی ــ فارسی)
ـ ترجمهگر دیکیو (انگلیسی ــ فارسی و فارسی ــ انگلیسی)
(dicu.ir)
منابع قرونوسطایی اولین ترجمهٔ فارسی بخشی از قرآن (به طور مشخصتر، ترجمهٔ سورهٔ حمد) را به «سلمان فارسی» نسبت میدهند؟ او ترجمهٔ این سوره را ظاهراً با رضایت ضمنی پیامبر و برای کاربرد در نماز انجام داده است. و همچنین، آیهٔ بسمالله را به «به نام یزدان بخشاینده» برگردانده است (Lewis 2001: 58).
یادداشتها:
چندی پیش برایم پیامی آمد که رابطهٔ بین «راست و دروغ» و «افراد» را برشمرده بود. این پیامک برای من تأملبرانگیز و جالب بود:
1. کسی که سخنانش نه راست است و نه دروغ «فیلسوف» است.
2. کسی که راست و دروغ برای او یکی است «چاپلوس» است.
3. کسی که پول میگیرد تا دروغ بگوید «دلال» است.
4. کسی که دروغ میگوید تا پول بگیرد «گدا» است.
5. کسی که پول میگیرد تا راست و دروغ را تشخیص دهد «قاضی» است.
6. کسی که پول میگیرد تا راست را دروغ و دورغ را راست جلوه دهد «وکیل» است.
7. کسی که جز راست نمیگوید «بچه» است.
8. کسی که به خودش هم دروغ میگوید «متکبر» است.
9. کسی که دروغ خودش را باور میکند «ابله» است.
10. کسی که سخنان دروغش شیرین است «شاعر» است.
11. کسی که علیرغم میل باطنی خود دروغ میگوید «همسر» است.
12. کسی که اصلاً دروغ نمیگوید «مرده» است.
13. کسی که دروغ میگوید و قسم هم میخورد «بازاری» است.
14. کسی که دروغ میگوید و خودش هم نمیفهمد «پـرحرف» است.
15. کسی که مردم سخنان دروغ او را راست میپندارند «سیاستمدار» است.
16. کسی که مردم سخنان راست او را دروغ میپندارند و به او میخندند «دیوانه» است.
هر سال دوازده ماه دارد، که بیتردید هریک از آنها نامی دارد. طبعاً انتظار میرود نام ماهها در کشورهای همزبان یکسان باشد. اما همیشه این طور نیست. متأسفانه نام ماهها دستکم در کشورهای همزبان ایران و افغانستان یکی نیست، بلکه تأسف آنجا بیشتر میشود که اهل هریک از این کشورها سعی بلندی میورزند که نامهای رایج در کشور خود را صرفاً به کار برند و از بهکارگیری نامهای رایج در کشور دیگر جداً پرهیز کنند، به طوری که هر گروه از این نامها برای آن کشورها نماد و نشانه شده است. این ناهماهنگی حتی به حرفنویسی [transliteration] ماههای میلادی نیز سرایت کرده است. از این رو، تعجبی ندارد که فارسیزبانان هریک از آن کشورها در مواجه با ماههای رایج در کشور دیگر دچار سرگردانی شوند. لذا، هر گروه از این نامها را به همراه معنای آن و همچنین حرفنویسی رایج در هریک از آن کشورها از ماههای میلادی را در زیر آوردهام. گفتنی است که نام ماهها در فارسی افغانستانی همنام با دوازده صورت فلکی قدیمی منطقةالبروج است، اما نام ماهها در فارسی ایرانی ریشهٔ اوستایی دارند (مرکز تقویم، دسترسی در 1394/3/1).
|
فارسی ایرانی |
فارسی افغانستانی |
|
1 |
فروردین (نیروی پیشبرنده) |
حمل (بره) |
|
2 |
اردیبهشت (راستی و پاکی) |
ثور (گاو) |
|
3 |
خرداد (کمال و رسایی) |
جوزا (دوپیکر) |
|
4 |
تیر (باران) |
سرطان (خرچنگ) |
|
5 |
مرداد (جاودانگی و بیمرگی) |
اسد (شیر) |
|
6 |
شهریور (کشور برگزیده) |
سنبله (خوشه) |
|
7 |
مهر (عهد و پیمان) |
میزان (ترازو) |
|
8 |
آبان (آبها) |
عقرب (کژدم) |
|
9 |
آذر (آتش) |
قوس (کمان/کماندار) |
|
10 |
دی (آفریدگار) |
جدی (بزغاله) |
|
11 |
بهمن (اندیشهٔ نیک) |
دلو (آبدهنده) |
|
12 |
اسفند (فروتنی و بردباری) |
حوت (دوماهی) |
|
فارسی افغانستانی |
فارسی ایرانی |
میلادی |
|
|
جنوری |
ژانویه |
January |
1 |
|
فبروری |
فوریه |
February |
2 |
|
مارچ |
مارس |
March |
3 |
|
آپریل |
آوریل |
April |
4 |
|
می |
مه |
May |
5 |
|
جون |
ژوئن |
June |
6 |
|
جولای |
ژوئیه |
July |
7 |
|
آگوست |
اوت |
August |
8 |
|
سپتامبر |
سپتامبر |
September |
9 |
|
اکتبر |
اکتبر |
October |
10 |
|
نوامبر |
نوامبر |
November |
11 |
|
دسامبر |
دسامبر |
December |
12 |
یادداشتها:
- مرکز تقویم (دسترسی در 1394/3/1)