حسین حسن‌زاده

حسین حسن‌زاده

«کاشکی هستی زبانی داشتی / تا ز هستان پرده‌ها برداشتی» (مولوی)
حسین حسن‌زاده

حسین حسن‌زاده

«کاشکی هستی زبانی داشتی / تا ز هستان پرده‌ها برداشتی» (مولوی)

آیا می‌دانستید

SOV و، پس از آن، SVO پربسامدترین و پریاب‌ترین توالی واژه‌ها[word order]  در میان زبان‌های جهان هستند و OSV  و، پس از آن، OVS کم‌بسامدترین وکم‌یاب‌ترین توالی واژه‌ها؟ (Miller and Trask 2015: 137; Moravcsik 2013: 94-95) به طور مثال، توالی واژه‌ها در زبان فارسی SOV و در زبان انگلیسی SVO‌ است. شایان ذکر است S حرف اول Subject (فاعل)، O حرف اول Object (مفعول) و V حرف اول Verb (فعل) است.

 

یادداشت‌ها:

- Miller, R. M. and Trask, L. (2015). Trask’s Historical Linguistics. 3rd edition. UK: Routledge.

- Moravcsik, E. A. (2013). Introducing Language Typology. UK: Cambridge.

ترجمه!


دو مترجم بر روی یک کشتی داشتند صحبت می‌کردند:

اولی: «می‌توانی شنا کنی؟»

دومی: «نه! اما می‌توانم به نُه زبان برای کمک فریاد کنم!»

ربات مترجم ترگمان

ترگمان در اصل یک ترجمه‌گر آنلاین و رایگان است، که اخیراً ربات این ترجمه‌گر برای پیامرسان تلگرام عرضه شده است. برای استفاده از این ربات، می‌توانید به لینک زیر


https://telegram.me/TargomanBot


بروید و بر روی کلمهٔ «آغاز» (start) کلیک کنید. سپس می‌توانید کلمه یا متن مورد نظر خود را وارد کنید تا ترجمهٔ آن را دریافت کنید. علاوه‌بر این، اگر نشانی وبگاهی را وارد کنید، لینکی برای‌تان خواهد آمد که ترجمهٔ همان وبگاه است. افزون‌بر این، می‌توانید این ربات را به گروه‌های‌تان اضافه کنید. برای این کار، کافی است عبارت @TargomanBot را جست‌وجو و بر روی عبارت «افزودن به گروه» (Add to Group) کلیک کنید تا ربات به گروه‌تان اضافه شود. حال، هرگاه خواستید متنی را ترجمه کنید، کافی است آن را با خط موّرب (/) ‌آغاز کنید. در زیر، صفحاتی از این ربات ترجمه‌گر را ملاحظه می‌کنید.

 

 
ادامه مطلب ...

منظور از «تخته» در اصطلاح «بزنم به تخته» چیست؟

فرهنگ معاصر پویا (1387) در برابر اصطلاح touch wood دو معادل آورده است: «بزنم به تخته» و «گوش شیطان کر». اصطلاح «بزنم به تخته» در زبان فارسی هنگامی به کار می‌رود که گوینده کسی یا چیزی را تحسین کرده باشد و بخواهد او یا آن از «چشم زخم» در امان بماند (فرهنگ بزرگ سخن: ذیل «تخته») یا از وی «بلا و قضا» دفع شود (فرهنگ فارسی معاصر: ذیل «به تخته زدن»). گویندهٔ این اصطلاح، هنگامی که این جمله را بر زبان می‌آورد، معمولاً انگشت خود را به شیئی چوبی می‌زند (همان). در زبان انگلیسی نیز این اصطلاح برای «دفع بداقبالی احتمالی» به کار می‌رود (Siefring 2004: 317). گویا این اصطلاح در برخی از زبان‌ها و فرهنگ‌ها معادل دارد (ن.ک. ویکی‌پدیا: دانشنامه آزاد، ذیل «بزنم به تخته»، دسترسی در 1394/12/1).

 

اما منظور از «تخته» در این اصطلاح چیست؟ ظاهراً در این باره دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد، که از جمله می‌توان به سه دیدگاه اشاره کرد؛ براساس دیدگاه نخست، در زمان‌های باستان، کاهنان [druids] بر این باور بودند که ارواح خوب در میان درختان زندگی می‌کنند. افرادی که کمک می‌جستند بر درخت می‌زدند تا ارواح از آنها دستگیری و محافظت کند (Flavell and Flavell 1992: 192). از طرفی، برخی از صاحب‌نظران باور دارند که منظور از «تخته» در این عبارت «تسبیح یا صلیب» است، که مسیحیان از آن استمداد می‌کردند (ibid.). سرانجام، برخی نیز گمان می‌کنند که این عبارت احتمالاً از بازی کودکانه Touch-wood (لمس چوب) نشأت گرفته است، که در آن کودکان یکدیگر را، تا هنگامی که یکی از آنها چوبی را لمس کند، دنبال می‌کنند (ibid.). راستی، آیا شایسته است به درخت یا صلیب متوسل و متمسک شویم؟

 

یادداشت‌ها:

ـ انوری، ح. (سرویراستار). (1381). فرهنگ بزرگ سخن. (8‌‌جلد). تهران: سخن.

ـ باطنی، م.ر. و دستیاران (1387). فرهنگ معاصر پویا: اصطلاحات انگلیسی ـ فارسی. تهران: فرهنگ معاصر.

ـ نجفی، ا. (1378). فرهنگ فارسی عامیانه. تهران: نیلوفر.

ـ ویکی‌پدیا: دانشنامه آزاد (دسترسی در 1394/12/1)

- Flavell, L. and Flavell, R. (1992). Dictionary of Idioms and Their Origins. UK: Kyle Cathie.

- Siefring, J. (2004). Oxford Dictionary of Idioms. 2nd edition. UK: Oxford.


آیا می‌دانستید

براساس تخمین برخی‌ از زبان‌شناسان، اولین زبان بشری دست‌کم 50,000 سال پیش و شاید هم پیش‌تر از آن شکل گرفته و از آن زمان تا به حال نزدیک 233,000 زبان از بین رفته است؟ (Moravcsik 2013: 17)

 

یادداشت‌ها:

- Moravcsik, E. A. (2013). Introducing Language Typology. UK: Cambridge.


یه چی بهت بگم!

هر وقت کسی بهتون گفت: یه چی بهت بگم؟

.

.

.

.

.

.

.

.

.

.

بگید: نه!

چون اگه بگید: آره، بگو!

می‌گه: هیچی ولش کن!

تدریس خصوصی زبان انگلیسی

تدریس خصوصی زبان انگلیسی  در کرج و حومه

(از پایه تا پیشرفته)

در صورت تمایل، می‌توانید با شمارهٔ همراه من (09351489578) تماس بگیرید.

شناسه‌های ارتباطی من                                                      تماس با من

(فهرست مفصل‌تر کتاب‌های درسی را از اینجا ببینید!)

معناگزاری

فعل interpret در زبان انگلیسی دست‌کم چهار معنا دارد. براساس فرهنگ مک‌میلان (دسترسی در 1394/11/1)، که در زیر ملاحظه می‌کنید، چهار معنای فعل interpret از این قرار است:

1. ترجمه کردن آنچه کسی به یک زبان می‌گوید به زبانی دیگر تا شخص دیگری آن را بفهمد.

2. دریافتن/فهمیدن یک کنش، موقعیت و ... به طرز خاصی.

3. شرح دادن معنای چیزی.

4. اجراکردن قطعه‌ای موسیقی، نقشی در تئاتر و ... به طوری که نشان دهد چطور آن را فهم و حس می‌کنید.


فرهنگ‌های انگلیسی ــ  فارسی در برابر هر معنای این فعل چند معادل آورده‌اند؛ به طور مثال، فرهنگ پویا (1387) به طور خلاصه و به ترتیب برای معناهای چهارگانه فعل interpret این معادل‌ها را پیش نهاده است:

معنای 1: ترجمه کردن

معنای 2: تعبیر کردن

معنای 3: تفسیر کردن، معنی کردن

معنای 4: [موسیقی، نمایش، ...] اجرا کردن (طبق برداشت اجراکننده)


یا مثلاً، فرهنگ هزاره (1381) به طور مفصل‌تر معادل‌های زیر را آورده است:

 معنای 1: ترجمهٔ شفاهی کردن، دیلماجی کردن، ترجمه کردن

معنای 2: تعبیر کردن، حمل کردن

معنای 3: [نوشته و ...] تفسیر کردن، معنی کردن، شرح کردن

معنای 4: [نقش] بازی کردن، اجرا کردن؛ [قطعهٔ موسیقی] اجرا کردن، رهبری کردن


می‌توان گفت مترجم در ترجمهٔ این فعل به فارسی در متن‌های مختلف به دشواری چندانی برنمی‌خورد. اما ترجمهٔ اسم مصدر این فعل داستان دیگری است. فعل interpret پسوند اسم‌ساز –ation می‌گیرد: interpretation. از آنجایی که این پسوند «اسم مصدر» می‌سازد (فرهنگ هزاره، پیوست‌ها: پسوندها و عناصر پسوندی)، واژهٔ interpretation‌ اسم مصدر این فعل است.

 

فرهنگ پویا (1387) برای چهار معنای اسم مصدر interpret (یعنی interpretation) معادل‌های زیر را آورده است:

معنای 1: ترجمه

معنای 2: تعبیر، برداشت؛ قرائت

معنای 3: تفسیر، توضیح

معنای 4: اجرا (طبق برداشت اجراکننده)


و فرهنگ هزاره (1381) در برابر interpretation معادل‌های زیر را آورده است:

 معنای 1: ترجمهٔ شفاهی، دیلماجی

معنای 2: تعبیر، برداشت

معنای 3: تفسیر، معنی

معنای 4: [نقش] بازی، اجرا ؛ [قطعهٔ موسیقی] اجرا، رهبری


به باور نویسندهٔ این سطور، افزون‌بر معادل‌های «تعبیر»، «برداشت»، «قرائت» و احیاناً «تفسیر» در معنای دوم اسم مصدر فعل interpret (یعنی «دریافتن/فهمیدن چیزی به طرز خاصی»)، معمولاً می‌توان از واژهٔ «معناگزاری» نیز بهره برد.

 

شایان ذکر است «گزار» بن‌ مضارع فعل «گزاردن» است و، در ترکیب‌ها، معمولاً به سه معنا به کار می‌رود (فرهنگ بزرگ سخن، ذیل «گزار»):

1. جزء پسین بعضی از کلمه‌های مرکب، به معنای «انجام‌دهنده»: خدمت‌گزار.

2. جزء پسین بعضی از کلمه‌های مرکب، به معنای «اداکننده»: نمازگزار.

3. جزء پسین بعضی از کلمه‌های مرکب، به معنای «تعبیرکننده»: خواب‌‌گزار.

 

از سویی، فرهنگ بزرگ سخن (1381) برای فعل «گزاردن» نُه معنا ضبط کرده است (همان، ذیل «گزاردن»):

1. به‌جا آوردن، ادا کردن، چنانکه آیین دینی را

2. ادا کردن چنانکه حقی را

3. انجام دادن

4.دادن، پرداختن، تأدیه کردن

5. رساندن چنانکه پیامی را

6. بیان کردن، شرح دادن

7. تعبیر کردن چنانکه خوابی را

8. تفسیر کردن، تأویل کردن

9. ترجمه کردن

 

چنانکه ملاحظه می‌کنید، اصولاً از جمله معانی «گزاردن» (و لذا بن مضارع آن: «گزار») «تعبیر کردن»، «تفسیر کردن» و «تأویل کردن» است. با این تفاصیل، «معناگزاری» یعنی «تفسیر/تعبیر کردن معنای چیزی (به طرز خاصی)».


واژهٔ «معناگزاری»، از سویی، در فرهنگ علوم انسانی (1384) در برابر واژهٔ interpretation نیز آمده است. از سوی دیگر، این معادل را محمد مجتهدشبستری، از پیشگامان هرمنوتیک در ایران، در کتاب خواندنی هرمنوتیک، کتاب و سنّت (1381: 278) نیز به کار برده است، البته نه با املای «معناگزاری»، که با املای «معناگذاری»:

«[...] نه تنها در دین اسلام، بلکه در همهٔ ادیان، معناگذاری و تفسیر عقاید یک عمل بشری است که دانشمندان آن دین انجام می‌دهند.» (تأکید از من است)

 

اما باید توجه داشت «گذار» بن‌ مضارع فعل «گزاردن» است و، در ترکیب‌ها، معمولاً به سه معنا به کار می‌رود (فرهنگ بزرگ سخن، ذیل «گذار»):

1. جزء پسین بعضی از کلمه‌های مرکب، به معنای «وضع‌کننده»: قانون‌گذار.

2. جزء پسین بعضی از کلمه‌های مرکب، به معنای «ایجادکننده»: بنیان‌گذار، پایه‌گذار.

3. جزء پسین بعضی از کلمه‌های مرکب، به معنای «تعیین‌کننده»: سیاست‌گذار.

از این رو، «معناگذاری» یعنی «وضع‌ کردن معنا» یا «ایجاد کردن معنا» یا «تعیین کردن معنا».

 

چنانکه، از سویی، از بافت جمله‌ای که مجتهدشبستری واژهٔ «معناگذاری» را در آن به کار برده است و، از سوی دیگر، از همنشینی این واژه با واژهٔ «تفسیر» برمی‌آید، احتمالاً منظور ایشان معنای دوم interpretation بوده است، که املای درست آن می‌شود: «معناگزاری»، و نه «معناگذاری».

 

در مثال‌های زیر، interpretation‌ را به «معناگزاری» برگردانده‌ام:

The word “reasonable” is vague and open to interpretation. ـ

ـ واژهٔ «معقول» مبهم و به معناگزاری گشوده است.


Lawyers called the police department's interpretation of the law “ridiculous.” ـ

ـ وکیل‌ها معناگزاری ادارهٔ پلیس از قانون را «خنده‌دار» خواندند.

 

یادداشت‌ها:

ـ آشوری، د. (1384). فرهنگ علوم انسانی. ویراست 2م. تهران: نشر مرکز.

ـ انوری، ح. (سرویراستار). (1381). فرهنگ بزرگ سخن. (8‌‌جلد). تهران: سخن.

ـ باطنی، م.ر. و دستیاران (1387). فرهنگ معاصر پویا. ویراست 3م. تهران: فرهنگ معاصر.

ـ حق‌شناس، ع.م. و دیگران (1379). فرهنگ هزاره. تهران: فرهنگ معاصر.

ـ مجتهدشبستری، م. (1381). هرمنوتیک، کتاب و سنّت. ویراست 3م. تهران: طرح نو.

- Macmillan Dictionary (accessed January 21, 2016)


آیا می‌دانستید

در برخی از زبان‌ها، مفهوم مالکیت [possession]، بسته به اینکه انتقال‌پذیر [alienable] باشد یا انتقال‌ناپذیر [inalienable]، به طور متفاوت بیان می‌شود؟ (Tallerman 2014: 54) بدین ترتیب، اسم‌های ناظر بر اعضای بدن یا خویشاوندان هر فرد به طبقه دارایی‌های انتقال‌ناپذیر تعلق دارد، یعنی نمی‌توان مالکیت آنها را به دیگری واگذار کرد. اما مالکیت انتقال‌پذیر ناظر بر انواع دیگری از اسم‌ها، نظیر وسایل شخصی، حیوان‌ها و غذاهاست، که از مالکیت آنها می‌توان صرف‌نظر کرد یا به دیگری واگذار کرد. در زبان جاراوارا [Jarawara]، یکی از زبان‌های آمازونیای جنوبی، مالکیت هنگامی که انتقال‌پذیر باشد، از تکواژ مالکیت kaa استفاده می‌کنند، اما اگر مالکیت انتقال‌ناپذیر باشد، فقط دو اسم را کنار هم می‌نشانند. به طور مثال، در این زبان، مالکیت انتقال‌پذیر در عبارت «اسلحهٔ اُکوموبی»، چنانکه در زیر ملاحظه می‌کنید، به کمک تکواژ مالکیت kaa بیان می‌شود:


اما مالکیت انتقال‌ناپذیر در عبارت «پای اُکوموبی»، چنانکه در زیر ملاحظه می‌کنید، از طریق همنشینی واژه‌های این عبارت مشخص می‌شود:


به طور میان‌زبانی، انتظار می‌رود مالکیت انتقال‌پذیر ناظر بر تکواژ اضافی باشد، در حالی که مالکیت انتقال‌ناپذیر ناظر بر همنشینی اسم‌ها (ibid.).

 

یادداشت‌ها:

- Tallerman, M. (2014). Understanding Syntax. 4th edition. UK: Routledge.


ویرایشگر ویراسباز

ویراسباز یک ویرایشگر آنلاین و رایگان فارسی است، که نسخهٔ کنونی آن آزمایشی است و در ابتدای راه قرار دارد. ویراسباز متن‌ها را از نظر دستور خط فارسی و اصول تایپ فارسی ویرایش می‌کند. در نسخهٔ کنونی این ویرایشگر توانایی غلط‌‌یابی املایی وجود ندارد. برای استفاده از این ویرایشگر می‌توانید به وبگاه ویراسباز مراجعه کنید (دسترسی در 1394/10/1).

ویراسباز: ویراستار رایگان فارسی

در زیر، تصاویری از این ویرایشگر آنلاین را ملاحظه می‌کنید:



ادامه مطلب ...